کار از کار گذشت
Thursday, November 16, 2006
...
هی شاسو سا
دختر بی انتظار بی گریه
حتی اگر برای برای لحظه ای بمیری
باز
نگاه من به اشک برای تو
گرم نخواهد شد
هی شاسوسا
بی چشم نگاه کن
بی منت نور مردمک
به خورشیدی
حتی
در این گرما پوش دی ماه
..
انگار تو بودی که گفتی
برای برگشن دیر است و برای بودن زود
من خسته ام
بی کوله باری به دوش خسته ام
بیا و بی معرفت نباش
برای من بگو
از این سخن پراکنی شبانه
منظور من چه بود
دختر بی انتظار بی گریه
حتی اگر برای برای لحظه ای بمیری
باز
نگاه من به اشک برای تو
گرم نخواهد شد
هی شاسوسا
بی چشم نگاه کن
بی منت نور مردمک
به خورشیدی
حتی
در این گرما پوش دی ماه
..
انگار تو بودی که گفتی
برای برگشن دیر است و برای بودن زود
من خسته ام
بی کوله باری به دوش خسته ام
بیا و بی معرفت نباش
برای من بگو
از این سخن پراکنی شبانه
منظور من چه بود
posted by reza at 7:50 AM
1 Comments:
سلام..این پستت که از دل بود و حرفی برای گفتن نگذاشت اما پست های قبلیت را خوندم و از این که کوتاه مینویسی و مثل من همین جور تا جایی که جون داری نمی نویسی خوشحال شدم...کلی مطلب های جور وا جور خوندم و کلی کیفیدم..برای پست جمهورت بگم من خوشحال شدم اما برام خیلی جالبه که دانشگاه آزاد چطور همچین چیزی را قبول کرده و با یک برگه به کارش فیصله نداده...
------
بمب گذاری و این حرف ها هم هرچی ما مدرن تر میشیم و به سوی مدرنیزه شدن پیش میریم بد بختی های بیشتری دامان بیگناهان را که اسیر دل خودخواه ما شدند میگیره..و جالبه به هیچ جای هیچ کس هم بر نمیخوره..
فقط میتونم بگم متاسفم..برای همه جنوبی ها..برای همه شمالی ها ..برای همه و همه.
---------
در مورد اون فیلم کذایی اون خانم هم بگم من خوشبختانه اصلا ندیدم و سرچ هم نکردم .. به من مربوط نیست..همه مون توی زندگیمون این مساله را داریم حالا دیدن شخص دیگه چه فرقی برای زندگی ما دارد...که وقت و انرژی و سلولهای خاکستریمون را براش خرج کنیم؟
----------
برای مرگ هم پست گذاشتم و نظرم را قبلا گفتم.
---------
پست آخر این صفحه مربوط به رفتن و این حرف ها خیلی خیلی به دلم نشست..مخصوصا سیگارش..با نمنم بارون که خودم برات میام...
موفق باشی..
بازم میام.
Post a Comment
<< Home