کار از کار گذشت

Sunday, December 17, 2006

...

مي روم تا پشت پرچين خيال تو
پنهان شوم ديگر
مي روم تا در مسير ذهن تو
ديگر صداي پاي من نباشد هيچ
ميروم تا روح من هر گاه و بي گاهي
سوي ان سوي خيال تو
سر نتابد هيچ.
مي روم بي پاسخي كوتاه
حتي
نمي گويم كجا رفتم؟كجا هستم؟



راه دور است
كمي آنسوتر از ،از دل گذشتن
كمي هم رو به فرداهاي نا معلوم.
كنارم دره هاي ژرف خاطراتي گنگ
كوتاه.
پيش پايم سنگ
گاه ريز و گاه در هيبت كوهي
من قدم آهسته بردارم!


آنسو ترم درياست
نيلي و رخشان و بي تشويش.
باز كرده ساحلي آغوش گرمش را
مي پذيرد موج را،آرام وبي ترديد.


راه دور است
كمي آنسو تر از ذهن وخيال تو
پيش رويم سنگ وساحل و دريا
قدم آهسته و كوتاه
اما
من مي روم ديگر
من
رفته ام
شايد!!!

posted by reza at 11:46 AM

3 Comments:

خوبه... این همه امید و اراده ستودنیه... در ضمن رفیق... با کامنتت بدجور حال دادی... چاکریم
اگرم بخوام جدا از این ادبیات چاله میدونی بگم... باید بگم که مسخرگی های این دنیای مجازی جز با دوستی های واقعی قابل هضم نمی شه ... متشکرم... در ضمن دوم هم اینکه به همون میزان که سکوت دوستان قابل ارجه... سخنشون هم قابل تامل و تفکر و تایید شاید هم...
خوش باشی

12:36 PM  

سلام
با این که حس شعر نداشتم اما خیلی به دلم چسبید مخصوصا با آهنگ ملایمی که داشت از پیسی پخش میشد.
میروم تا در مسیر ذهن تو دیگر صدای پای من نباشد هیچ.
خیلی به دلم نشست..

8:18 PM  

من دلم سخت گرفته است از اين مهمان خانه ي مهمان كش روزش تاريك
يلداي خوبي داشته باشيد
بدرود

6:31 PM  

Post a Comment

<< Home

Downloads

  • Games

  • Technology News

  • Templates

    Designed by FinalSense