کار از کار گذشت
Saturday, December 09, 2006
آن با شکوه ترین دیدار
ندیدمش اما توصفی خواندم که انگار تجربه ام بوده...
اكنون، هنگام در رسيده است، لحظه ديدار است. ذي الحجه است، ماه حج. خلق با خدا وعده ديدار دارندبايد در موسم رفت، به سراغ خدا نيز بايد با خلق رفت.صداي ابراهيم را بر پشت زمين نمي شنوي؟
(( و اذن في الناس با لحج! ياتوك رجالا و علي كل ضامر، ياتين من كل فج عميق))
و تو روح خدا را بجوي، بازگرد و سراغش را از او بگير، از خانه خويش، آهنگ خانه او كن، او در خانه اش تورا منتظر است، تو را به فرياد مي خواند، دعوتش را لبيك گوي!موسم است، از تنگناي زندگي پست وننگين و حقيرت، -دنيا- از حصار خفه و بسته فرديتت –نفس- خود را نجات ده، آهنگ او كن، به نشانههجرت ابدي آدمي، شدن لا يتناهي انسان به سوي خدا، حج كن!
پرداختن قرض ها، شستشوي كدورتها، غبارها،آشتي قهرها، تسويه حسابها، حلال طلبي از ديگران، پاك كردن محيط زندگي ات، رابطه هايت، ثروتت، اندوخته هايت، يعني كه در اينجا مي ميري، انگار كه مي رفتني بي بازگشت، رمزي از لحظه وداع آخرين، اشاره اي به سرنوشت آدمي ، نمايشي از قطع همه چيز براي پيوستن به ابديت، و بنابر اين وصيت، يعني كه مرگ، تمريني براي مرگ!
پيش از انكه بميري بمير! مرگ را اكنون به نشانه مرگ انتخاب كن نيت مرگ كن آهنگ مرگ كن. حج كن!
خدا سرمنزل تو نيست. مقصد تو است. مقصدي كه همواره مقصد مي ماند. خدا آخرين نقطه خط سيرسفر تو نيست. سفر تو، هجرت ابدي تو، به روي جاده اي است، صراطي است كه نقطه آخرين ندارد.راهي كه هرگز ختم نمي شود. رفتن مطلق است، خدا در اين حركت تو در جهان هستي و در هستي خويش نشان دهنده جهت است نه منزل. به ميعاد برو به ميقات!شخصي كه در ميقات محرم مي شودبايد بداند كه اينجا آمده است تا غير خدا را بر خود حرام كند، و از لحظه اي كه تلبيه گفت، دعوت خدا راپذيرفت و غير او را بر خود حرام كرد. آن چه كه علاقه غير خدايي است بر او حرام است و تا آخرين لحظات عمر نبايد به غير خدا توجه كند.
*بر گرفته از کتاب حج اثر دکتر علی شریعتی*
2 Comments:
می گم پس چرا این راه زندگی و بودن دیگه تموم نمیشه؟خسته شدم.
اگر نرفتید از صمیم ـ قلب آرزو می کنم برید و ببینید هرچند نیازی به چشم نیست ، اما...گفتنی زیاد اما زبان قاصر و مجال اندک.پایدار. شاد.
Post a Comment
<< Home