کار از کار گذشت
Wednesday, September 26, 2007
عذر خواهی می کنم...
به تاریخ اخرین پستم نگاه هم نکردم.فقط می دونم که خیلی وقته که چیزی ننوشتم .هرچند که الان می تونم اعتراف کنم که گفتنی ها کم نیست.همون روزهای ننوشتن هم کم نبود .فقط مشکل اینجا بود که زیر بار گرفتاری ها کمرم خک گه نه اما درد گرفته بود کمی.
الان بهترم.کمی برنامه ریزی کردم که عاقبتش درهر دو صورت موفقیت یا عدم موفقیت به آرامش ختم میشه.یا آرامش در کنار خانواده یا در کنار برادران زندانی...بگذریم.
دوباره می نویسم.سعی می کنم با نظم بیشتری بنویسم .
شما دوستان هم کمی گذشت کنید از این بنده سرا پا تقصیر.
الان بهترم.کمی برنامه ریزی کردم که عاقبتش درهر دو صورت موفقیت یا عدم موفقیت به آرامش ختم میشه.یا آرامش در کنار خانواده یا در کنار برادران زندانی...بگذریم.
دوباره می نویسم.سعی می کنم با نظم بیشتری بنویسم .
شما دوستان هم کمی گذشت کنید از این بنده سرا پا تقصیر.
posted by reza at 7:02 PM
4 Comments:
اِ ! به همین راحتی می ری پیدات نمیشه .میگی ببخشید ؟خیلی لوسی.از دیدن کامنتت خیلی خیلی خوشحال شدم رضا جان .نه اصلاً فراموشت نکرده بودم.هستی پس؟
دمت گرم و سرت خوش باد
سلام عزیز...
چقدر خوشحال شدم که کامنت ازت دیدم و چقدر خوشحال تر که میگی راهی انتخاب کردی که موفقیت است... نمیدونم چه راهی است و به چه مقصدی اما از ظواهر امر میتونم حدسهایی بزنم... مطمئن هم هستم که درست است... و از خدا میخوام که در هر حال کمکت کنه... اوضاع کارت درست شد؟
خیلی توی فکرش بودم.
من را بیخبر نگذار...
قربانت.
خدا رو شکر که هستی!!! در ضمن به هر جور آرامشی که ختم بشه من همیشه به یادت هستم!!! هر کاری کردی منو بیخبر نگذار نگرانت میشم.
Post a Comment
<< Home