کار از کار گذشت
Sunday, April 15, 2007
داستان بز
اجازه بدین قبل از همه اولین شعری رو که در سال 86 حفظ کردم و خیلی خیلی خوشم اومده براتون بخونم..
یک بزی رفته بود چرا
تا بچراند بچه را
نه خود چرید نه بچه را
پس چرا رفته بود چرا؟؟
این شعر رو همین تازگی ها حفظ کردم .شاعرش منو متعجب میکنه واقعا که چقدر توانسته خلاقیت بکار ببره تا سخن از درد نهفته همه ما در طول زندگی خبر بده..کاری که در طول عمر خیلی از ما انجام می دیم و نمی فهمیم.در واقع هیچ کاری انجام نمی دیم و فکر می کنیم که خیلی کار انجام دادیم .و بعد از مدتی می فهمیم که چقدر بیهوده کاری کردیم.
یک لحظه فکر کنید چند نفر از ما شبیه این بزه هستیم!؟؟من گاهی واقعا بز درونی خودم رو می بینم.کمی دقت کنید....می تونید صداش رو اون گوشه موشه های اتاقتون بشنوید؟؟امید وارم شروع به مع مع کردن کرده باشه بز شما و گرنه کلی عقب می افتین.
احساس میکنم که شما هم فهمیدین که من امروز صبح به خاطر اینکه زیر باد مستقیم کولر خوابیده بودم با سر درد شدیدی بیدار شدم اما حالم خوبه..
قبول کنید که راست می گم.
یک بزی رفته بود چرا
تا بچراند بچه را
نه خود چرید نه بچه را
پس چرا رفته بود چرا؟؟
این شعر رو همین تازگی ها حفظ کردم .شاعرش منو متعجب میکنه واقعا که چقدر توانسته خلاقیت بکار ببره تا سخن از درد نهفته همه ما در طول زندگی خبر بده..کاری که در طول عمر خیلی از ما انجام می دیم و نمی فهمیم.در واقع هیچ کاری انجام نمی دیم و فکر می کنیم که خیلی کار انجام دادیم .و بعد از مدتی می فهمیم که چقدر بیهوده کاری کردیم.
یک لحظه فکر کنید چند نفر از ما شبیه این بزه هستیم!؟؟من گاهی واقعا بز درونی خودم رو می بینم.کمی دقت کنید....می تونید صداش رو اون گوشه موشه های اتاقتون بشنوید؟؟امید وارم شروع به مع مع کردن کرده باشه بز شما و گرنه کلی عقب می افتین.
احساس میکنم که شما هم فهمیدین که من امروز صبح به خاطر اینکه زیر باد مستقیم کولر خوابیده بودم با سر درد شدیدی بیدار شدم اما حالم خوبه..
قبول کنید که راست می گم.
posted by reza at 11:51 AM
2 Comments:
من درونم گوسفند دارم نه بز!!!
زیاد هم بع بع می کنه!
از بس کارام بیهودن!
هاهاهاها
حالا نمیشه کفتر باشه و بغبغو کنه؟ (کفتر بغبغو میکنه دیگه نه؟)
به هرحال جالب بود...اما من فکر کنم به جای کولر زیادی زیر آفتاب راه رفتی... باور کن...
هاههاهاهاها
Post a Comment
<< Home