کار از کار گذشت

Thursday, April 05, 2007

ششم عید و حوادث دیگر

سال نو مبارک .به همه دوستان .هرچند که هنگامی که سال تحویل شد من خواب بودم و نفهمیدم که نوروز کی اومد.خیلی زوذ حوادث 86 شروع شد انقدر که عید شدن رو نفهمیدیم.روز ششم عید مادر بزرگ رو از ما گرفت و من فرداش حس کردم که کسی دیگه نیست که هر روز برام ایت الکرسی بخونه.و بقیه روز ها هم بی هیچ شور خاصی اروم گذشتند و رفتند و من امروز چیز خاصی ندارم که بنویسم..احتمالا حادثه دوم اسباب کشی کوچ کبری من خواهد بود که عاقبتش هم هنوز معلوم نیست. اما من امیدوارانه قدم بر می دارم و این تنها سرمایه منه.به قول یک دوست خدا هر بر به شکلی در زندگی ظاهر می شه .گاهی به صورت پدر و مادر گاهی به شل استاد گاهی به شکل یک مدیر عامل و گاهی هم به صورت شانس.باید منتظر موند.من هم منتظرم.ببینم چی می شه.

posted by reza at 7:24 AM

2 Comments:

سلام بر برادر نازنینم. نمیدونم چی باید بگم. از دست دادن عزیزان رو هیچ کلامی تسکین نمیده مگر گذر زمان. امیدوارم که در گذر این زمان همه لحظه ها یرایت پیام آور امید و شادی باشد.

12:17 AM  

بابت مادر بزرگ متاثر شدم. من هم اميدوارم كه سال جديد برايت به از اين ها باشد .
راستي در جواب سوال تخصصي ات بايد بگويم گير آوردن باني و كلايد سخت نيست . باور كن .دوبله اش هم هست .. هرچند ..سانسور كمي ته مزه ي تلخي به آن ميبخشد .

11:19 PM  

Post a Comment

<< Home

Downloads

  • Games

  • Technology News

  • Templates

    Designed by FinalSense