کار از کار گذشت
Wednesday, January 24, 2007
خرابه و بار منفی
بی خواب شدم.الان مدتی که شبیه عمو جغد شاخدار شدم که سعی می کنه شب رو بخوایه.فکر کنم باز هم جریانات منفی زندگی دارن بار منفی اضافی از خودشون متصاعد می کنند و من بی دفاع هم هاج و واج تماشاگرم.ظاهرا که این طوره .هر چند که روزگار و مسائل روزمره چندان تغییر محسوسی نکرده.فکر نمی کنم بیشتر از این هم دقت کنم چیزی عایدم بشه.
یک دوست نزدیک دیشب می گفت غیبتم زیاد شده.راست می گفت.صادقانه بهش گفتم حوصله دوستان رو ندارم.ناراحت نشد. ..
گل گاو زبان رو امتحان کردم و به نظر میاد بی تاثیر نبود.ظاهر همیشه میشه به چیزهای آرامش بخش بر آمده از طبیعت اعتماد کرد.
دیروز تو خیابون به نظر اومد که خیلی از مردم مثل جغد می مونن.بعضی هاشون شب بیداری دارن و بعضی دیگه شکار رو از توی تاریکی مطلق گیر می اندازند. بعضی هاشون هم منزوی هستن.خیلی بوق می زنن و به خاطر مسائل جزیی در گیر می شن. نگاه بعضی دیگه هم مثل جغد آرام و جستجو گر میمونه .احساس می کنم همه رازهای مگوی من رو با چشمهاشون می خونن.واقعا وحشتناکه.
همه این ها رو گفتم تا به اینجا برسم که خواب دیدم تو خرابه ها قدم می زنم و نمی دونم چرا فکر میکردم دبستانی بود که توش درس خوندم
یک دوست نزدیک دیشب می گفت غیبتم زیاد شده.راست می گفت.صادقانه بهش گفتم حوصله دوستان رو ندارم.ناراحت نشد. ..
گل گاو زبان رو امتحان کردم و به نظر میاد بی تاثیر نبود.ظاهر همیشه میشه به چیزهای آرامش بخش بر آمده از طبیعت اعتماد کرد.
دیروز تو خیابون به نظر اومد که خیلی از مردم مثل جغد می مونن.بعضی هاشون شب بیداری دارن و بعضی دیگه شکار رو از توی تاریکی مطلق گیر می اندازند. بعضی هاشون هم منزوی هستن.خیلی بوق می زنن و به خاطر مسائل جزیی در گیر می شن. نگاه بعضی دیگه هم مثل جغد آرام و جستجو گر میمونه .احساس می کنم همه رازهای مگوی من رو با چشمهاشون می خونن.واقعا وحشتناکه.
همه این ها رو گفتم تا به اینجا برسم که خواب دیدم تو خرابه ها قدم می زنم و نمی دونم چرا فکر میکردم دبستانی بود که توش درس خوندم
posted by reza at 8:46 AM
5 Comments:
چي شده رضا جان هوات اين روزها ابريه برادر؟خوب مي شي .زياد ناراحت اوضاعت نباش.
منم یه همچین حال و هوایی دارم ولی بر خلاف شما تو جمع بودن و از تنهایی ترجیح می دم.
البته توی این شرایط.
چون خفن د÷رسم.
حداقل وقتی با دوستان باشم کمتر فکر و خیال میکنم!!
گل گاوزبان هم درمورد ـ من اثربخش نبود :( و بطرز وحشتناکی نشستم و ترسهام رو میشمارم
جغد که همه به آرامش شب پناه آوردن. بسکه روز خالی از گرمی و آرامش شده. این روزها با هرکی یکم صداشو ببره بالا، گلاویز میشم
من دیگه نمیرم از خونه بیرون!!! چون من جدیدا بنر شدم!!! این جور که گفتی همه شبیه جغد شدن پس من تعطیلم!!!
Post a Comment
<< Home