کار از کار گذشت
Saturday, October 07, 2006
یاد بود زندگی

عمران صلاحی رفت.نمی شناسمش که بود اما آدم مهمی بود که این روزها فرهنگ و ادب و هنر غم رفتنش را به دل دارند.برای من مهم نیست که رفته چون نمی شناسمش اما می دانم که خدمتگذاران چون او آنقدر در بی خبری زندگی کرده اند که بخواهند در بی خبری هم آسوده بروند .
چند بار دیده ام که مرگ یاداور زندگی بوده.چند بار دیده ام که مرگ دیدار های کهنه شده و تار گرفته را تازه می کند.حتی دیدهام که مراسم تدفین وفاتحه جز نقابی نیست.وای به حال آن رفتگانی که مراسم سپردنشان به خاک به بالماسکه تدفین تبدیل می شود..هرچند که هیچ به حال رفته از دست فایده ای ندارند که من بعد از او چه می کنم و چه می خواهم..
انگار دیروز بود که فرهاد هم رفت.بار سفرش را در غربت و فراموشی بست رفت اما هنوز چهل روز ش نشده بود که صدا و سیما محمدش را پخش کرد.چند سالی از رفتن احمد محمود نمی گذرد اما کسی تا امروز یادش نبود که برایش سایت بزند و یادش را گرامی بدارد.شاید آنها دوست داشتند که د ر زمان حیات هم بزرگ داشته شوند و حتی کمتر ..فراموش نشوند.
فردا کسانی دیگر می روند و ما بزرگداشتی می گیریم
شاید پشت سرش بگوییم که او برای مردن نبود اما نمی گوییم که او در زنده بودن کجا بود!.
چند بار دیده ام که مرگ یاداور زندگی بوده.چند بار دیده ام که مرگ دیدار های کهنه شده و تار گرفته را تازه می کند.حتی دیدهام که مراسم تدفین وفاتحه جز نقابی نیست.وای به حال آن رفتگانی که مراسم سپردنشان به خاک به بالماسکه تدفین تبدیل می شود..هرچند که هیچ به حال رفته از دست فایده ای ندارند که من بعد از او چه می کنم و چه می خواهم..
انگار دیروز بود که فرهاد هم رفت.بار سفرش را در غربت و فراموشی بست رفت اما هنوز چهل روز ش نشده بود که صدا و سیما محمدش را پخش کرد.چند سالی از رفتن احمد محمود نمی گذرد اما کسی تا امروز یادش نبود که برایش سایت بزند و یادش را گرامی بدارد.شاید آنها دوست داشتند که د ر زمان حیات هم بزرگ داشته شوند و حتی کمتر ..فراموش نشوند.
فردا کسانی دیگر می روند و ما بزرگداشتی می گیریم
شاید پشت سرش بگوییم که او برای مردن نبود اما نمی گوییم که او در زنده بودن کجا بود!.
posted by reza at 11:16 AM
0 Comments:
Post a Comment
<< Home