کار از کار گذشت
Sunday, October 01, 2006

چند روزی میشه که با عدد 27 درگیرم .مثل مگسی شده که تو یه ظهر تابستان نمی گذاره استراحت کنید.تا چسمم رو می بندم جلوی چشمم ظاهر می شه.تا به حال نشده بود که مجبور بشم به یک عدد فکر کنم.همیشه اعداد برای من در حد بی اهمیتی بودند و خیلی برای من مهم نبودند.ارزششون انقدری بود که فقط کارم رو راه بندازند و مشکلم رو حل کنند.اما این یکی خیلی فرق داره.انگار من باید کارش رو راه ب ندازم.شاید چون 27 سالمه و کمتر میشه این مسئله رو به خودم یاد آوری کنم شاید هم 27 روز وقت دارم..
کمی عصبی شدم از این ماجرا ها شایدم هم چون عصبی شدم این چیزا پیش میاد برام..این مدت مشکلاتم کمی زیاد شده البته تونستم مدیریتشون کنم اما انرژی خودم رو گرفته.شاید 27 روز دیگه مشکلات هم تموم بشه.کسی چه می دونه.
این ماجرا کاملا واقعی بود.
کمی عصبی شدم از این ماجرا ها شایدم هم چون عصبی شدم این چیزا پیش میاد برام..این مدت مشکلاتم کمی زیاد شده البته تونستم مدیریتشون کنم اما انرژی خودم رو گرفته.شاید 27 روز دیگه مشکلات هم تموم بشه.کسی چه می دونه.
این ماجرا کاملا واقعی بود.
posted by reza at 8:17 AM
0 Comments:
Post a Comment
<< Home